تبليغاتX
red spray

انحنای شلیک صدای تو

ابزار مخدوش کننده مغز من

چشم سوم

بیننده ی جریان زیر آب

دستان نجات بسته

و

تنی که نا به هنگام اسیر خاک می شود

دنیایی که زندگی و مرگ آن

اسارت است برای من دل بستگی

ممنوع !

پیش به سوی رهایی


+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 22:9
توسط red spray موضوع: دست نوشته|

el che setncil

کار رفیق سالی


+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 21:57
توسط red spray موضوع: stencil|

آسفالت سیاه خون سرخ مرا می طلبید

نوید آزادی با بمب اتم می ترکید

تا نعره ی ما شب تا سحر شهر به شهر می چرخید

سگ سرمایه هم از ترس به خود می لرزید

برای زندگی انسانی تا به ابد بی تاریخ می جنگیم

ما همه انسانی از نوع بشر بی مرز و بی رنگیم


+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 10:53
توسط red spray موضوع: دست نوشته|

فوم


+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 20:9
توسط red spray موضوع: stencil|

فوم


+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 20:9
توسط red spray موضوع: stencil|

فوم


+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 20:7
توسط red spray موضوع: stencil|

anti bush stencil

کاری از رفیق سالی


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 15:6
توسط red spray موضوع: stencil|


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 18:52
توسط red spray موضوع: stencil|

تی شرت


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 18:50
توسط red spray موضوع: stencil|

کاغذ


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 18:49
توسط red spray موضوع: stencil|

تی شرت


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 18:47
توسط red spray موضوع: stencil|

tool

تی شرت


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 18:46
توسط red spray موضوع: stencil|

blue star stencil

تی شرت


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 18:44
توسط red spray موضوع: stencil|
part 1 : turn the page

فکر می کنم اصلاً نمی تونم این مطلب رو خوب شروع کنم ولی خب داستان اینه که بد جور خسته شدم ،انگار پیر شدم  اونایی که از نزدیک با من آشنا هستن خوب می دونن چقدر بچه خندون و پرانرژی  و گاهاً بد اخلاقی بودم ولی از همش از همه چیز خسته شدم انگار که بریدم ، انگار که دیگه دارم احساس تنهایی می کنم  ، انگار دارم می پوسم ...

تف به این زندگی

نمی شه که صبح تا شب عین سگ کار کنی آخرش هم که وقتی می مونه از بی پولی واسه تفریح بیای توی این نت آشغال

چرا یه دوربین عکاسی ندارم ؟

که بتونم از از این وضعیت مدرک تهیه کنم از این که مردم این قد نسبت به هم بی اعتماد شدن .

2 ساعت واسه طرف زر می زنی آخرش هم می گه حرفات قشنگه ولی بازم نمی شه به کسی اعتماد کرد .

ببین انسان به عنوان یه موجود اجتماعی چه طوری به خفت افتاده ، یعنی ببین این نظام سرمایه داری اَن جامعه ی انسانی رو تا کجا به پس رفت سوق داده

ای بابا بازم دارم معما حل می کنم که ، خیر سرم می خواستم 4 تا فحش خواهر مادر بدم دلم خنک بشه

یادش به خیر یکی از رفقا می گفت هر چند اینا نماد مرد سالاریه ولی بعضی وقتا آدم فقط با دادن 4 تا فحش خواهر مادر دلش خنک می شه ، چقدر دلم بره این رفیق تنگ شده

یادمه تازه که با هم آشنا شده بودیم بعد کلی چرت و پرت با اس ام اس اینو برام فرستاد.

چقدر راحت اطرافم از این رفقا پاک شد دلم می خواد دوباره ببینمش بپرم بگیرمش تو آغوش فشارش بدم و شاید هم یه کم گریه کنم .

بعد از مدتها بغضم ترکید انگار که دارم گریه می کنم انگار که واقعاً گرفتمش تو بغلم

اصلاً تف به روی همه اونایی که پشت این رفیق بعد از دستگیری و  آزادیش چرت گفتن وقتی می بینم جلو روم ازش چرت می گن فقط می خوام با یه مشت دندوناشون رو خورد کنم      تف !

جیمز هیتفلد هم  که یه سره داره آهنگ turn the page رو تو گوشم ور میزنه تو هم دیگه خفه


part 2 : scorpions

آنگاه که گرمای خورشید مرداد ماه بر سرم می بارد با گوش دادن به موسقی راک و گره زدن اخم های خود و با گامهای سریع و استوار ،  نمی خواهم باور کنم سختی مسیر را ، شکست را و سلامی دوباره خواهم گفت به روزهای نو ، سلام به روزگار انسانی ، مرگ بر هر آنچه که هست

دنیای نو را بر ویرانه های تاریخ خواهیم ساخت

دنیای دیگر ممکن است

وقتی خطر مرگ و گرسنگی نوع بشر را تهدید می کند

چه اهمیتی دارد چرخش زمین به دور خورشید

زمین خواهد چرخید

و باز هم باران خواهد بارید


part 3 : viva

 

بر روی سکوی پرتاب حرکت کن ، پر انرژی ، پر از امید ، حرکت روی سکوی پرتاب ، انگار که از یک فیلتر عبور می کنم ، بی هیچ غم و فکری ، پر انرژی ، پر از امید ، عاشقانه هد بنگ می کنم ، مرگ بر هر آنچه که هست

۰ × ۲

۰ × ۳

۰ × N

آیا یک فیلم به کوتاهی یک نقاشی و یک نقاشی به بلندای آسمان از مقابل چشمان بسته ام ، از ذهنم عبور می کند ؟

چون عاشقانه هدبنگ می کنم

پس مرگ بر هر آنچه که هست

۱ × ۲

۱ × ۳

۱ × N

بگذارید موسیقی به پایان برسد ، بگذارید هد بنگ کنم ، بگذارید فریاد بزنم ، بگذارید سنگ پرتاب کنم

N × N

N × N

N × N

آنگاه زنده بادهایم را هم خواهم گفت


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 18:43
توسط red spray موضوع: music timer|

red-spray

red spray

red-spray

http://red-spray.blogfa.com

red spray

red spray

red spray

برای آموزش یابی ، سازمان یابی و دگرگون سازی ، باریکادهای هنر و هنر انقلابی را در هر کجا بر پا کنید ادب چیزی نیست جز ، سرپوش گذاشتن بر روان پریشی جامعه طبقاتی

red spray

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog